«صلی الله علیک یا امیرالمؤمنین- علیه السلام-»
آسمان شهر باید صاعقه خون بر زمینیان بباراند.
و کوههای درهم و سخت از خون فرو بریزند.
بیدهای مجنون سرهای خمیده را به زمین بیاسایند.
گلهای پَرپَر و شمعهای سوزان گرد خانه حیدر به طواف برخیزند.
کودکان با چشمان اشکبار و قلبهای درهم تپیده نالان،سرهای یتیمی را به آستانه در می کوبند.
کاسه های شیر لبریز و چشمان منتظر،در دل و دعایشان خدایا حیدر«پدر ما»؛
ای کاش هیچ کس به یتیمان نگوید شیر خدا چشمانش را فرو بست.
ای کاش صدای ناله حسنین و پسران ام البنین به بیرون برنخیزد.
یتیمان کوفه دیگر طاقت ندارند.
صدای ناله ها به آسمان برنخیزد.
دختر علی طاقت ندارد.
گاه مولا سرش را میان چاه فرو می برد.
و گاه غریبانه میان نخلستان های کوفه می گریست.
که نکند زینبش اشک چشمان و سوز ناله دل غریبش را بشنود.
مولایم راز دلش،سلام های بی جواب!
چادر خاکی صورت نیلی و غریبی کودکانش را؛
با چاه همنوا می شد.
ای خدا دخت علی چه می بیند؟
آن روز دستهای بسته و امروز فرق شکسته
یک قرن پیش نظریه های اینشتین پیشرفت های جدید ماموریت های فضایی را به وجود آورد. اکنون ماهواره ای با نام کاوشگر گرانش B که ۶۵۰ کیلومتری بالای زمین می گردد به دنبال پیداکردن تاثیرات پیچیده ای است که نظریه نسبیت اینشتین پیش بینی کرده است. کشف این تاثیرها نیازمند دقتی بی نظیر است. چرخنده های ابزار ژیروسکوپ ماهواره بهترین گوی هایی هستند که تاکنون به دست بشر ساخته شده اند. این ماموریت آخرین مدرکی است که نشان می دهد جست وجو به دنبال مسیر اینشتین هرگز پایان نمی یابد.
اکنون ۱۰۰ سال از زمانی که اینشتین ۵ مقاله را منتشر کرد، می گذرد. او جایزه نوبل را دریافت کرد و از معروف ترین معادله علمی دنیا پرده برداشت و فیزیک را در مسیری قرار داد که تا امروز همچنان دنبال می شود. کار اینشتین در کنار پیشرفت های پی درپی در مکانیک کوانتوم، در کشف های علمی شکوفا شد که از بسیاری جهات زندگی عادی را تحت تاثیر قرار می دهد. «استفن بنکا» (S.Benka) سردبیر مجله فیزیکس تودی (Physics Today) می گوید: «اکنون دوران طلایی فیزیک است. فیزیک نه تنها ما را از جهان طبیعت آگاه می کند، بلکه زندگی بشر را نیز در بسیاری از موارد کاربردی تحت تاثیر قرار می دهد. برای مثال با استفاده از شبکه هشدار دهنده سونامی به سرعت در مورد زمین و سیستم های فیزیکی آن اطلاعات کسب می کنیم.» به گفته وی: «حوزه زیست شناسی نیز به وسیله فیزیک روشن تر می شود.»
وی می گوید: حتی جنبه های پیچیده فیزیک کوانتوم استفاده کاربردی به شکل کدهای غیرقابل شکست (hard*to*break) دارد که از اطلاعات بانکی آن لاین محافظت می کند.
دیگر جنبه های فیزیک بیشتر به صورت نظریه باقی مانده است: امکان وجود بعدهای بیشتر، رمزگشایی دینامیک فیزیکی سیستم های پیچیده و به شدت غیرقابل پیش بینی مثل وضعیت آب و هوای زمین.
در سال ۱۹۰۵ پنج مقاله اینشتین نشان داد که چطور به طور قطعی می توان وجود اتم را ثابت کرد. موضوع وجود یا عدم وجود اتم حتی تا صد سال پیش هم موضوع بحث برانگیزی بود. اینشتین نشان داد که نور از قسمت های مجزا به اسم فوتون تشکیل شده است و دیدگاه ما را نسبت به فضا و زمان برای همیشه تغییر داد. این دستاوردها برای فرد ۲۶ ساله ای که به تازگی دکترای خود را گرفته و در اداره ثبت اختراعات سوئیس کار می کند، چندان هم بد نیست. یکی از این مقاله های شگفت انگیز که شهرت کمتری دارد در مورد پرسشی است که هزاران سال است برای مشاهده کنندگان به صورت معما باقی مانده است. چرا ذرات غبار در هوا و ذرات شن در آب به صورت نامرتب می چرخند؟
گیاه شناسی به نام رابرت براون این پدیده را در سال ۱۸۲۷ بررسی کرد و بعد از آن فیزیکدانان آن را «حرکت
می گویند شخصی سر کلاس ریاضی خوابش برد. وقتی که زنگ را زدند بیدار شد وباعجله دو مسأله راکه روی تخته سیاه نوشته بود یاداشت کرد و بخیال اینکه استاد آنها را بعنوان تکلیف منزل داده است به منزل برد و تمام آن روز وآن شب برای حل آنها فکر کرد. هیچیک را نتوانست حل کند، اما تمام آن هفته دست از کوشش بر نداشت . سرانجام یکی را حل کرد وبه کلاس آورد. استاد بکلی مبهوت شد ، زیرا آنها را بعنوان دونمونه از مسائل غیر قابل حل ریاضی داده بود.
اگر این دانشجو این موضوع را می دانست احتمالاً آنرا حل نمی کرد، ولی چون به خود تلقین نکرده بود که مسأله غیر قابل حل است ، بلکه برعکس فکر می کرد باید حتماً آن مسأله را حل کند سرانجام راهی برای حل مسأله یافت.
برای آنکس که ایمان دارد ناممکن وجود ندارد
چند نمونه فراموش نشدنی که باعث تغییر نگرش پزشکان و روانشناسان شد.
یک زندانی که قصد فرار داشت بطور مخفیانه خود را در یکی از اتاقکهای قطار جا داده بود و بعد از حرکت فهمیده بود که در یخچال قطار قرار دارد.
زندانی مطمئن بود که در طی
چندین ساعتی که در یخچال قرار دارد منجمد خواهد شد و دقیقاً اینطور هم شد.
اما بعد از رسیدن به مقصد مشاهده کردند که زندانی یخ زده در حالی که یخچال قطار
خاموش بوده است و این نشان میدهد که شخص زندانی به خود تلقین کرده که منجمد خواهد
شد و این تلقین برای او حکم یک تصویر ذهنی مطابق با افکار او داشته و همین باعث
شده که سلولهای بدن وی واقعاً سرما را حس کرده و کم کم منجمد شود.
نمونه دیگر آزمایشی بود که به پیشنهاد یکی از روانشناسان بر روی دو تن از مجرمین محکوم به اعدام انجام شد.
آزمایش به این صورت بود که مجرم اول را با چشمانی بسته در حضور مجرم دوم با بریدن شاهرگ دستش او را به مجازات رساندند. در این هنگام نفر دوم با چشمان خود شاهد مرگ او بر اثر خونریزی شدید بود. سپس چشمان نفر دوم را نیز بستند و این بار شاهرگ دست وی را فقط با تیغه ای خط کشیدند و در این حین کیسه آب گرم نیز بالای دست وی شروع به ریختن می کرد این در حالی بود که دست او به هیچ وجه زخمی نشده بود. اما شاهدان یعنی پزشکان و روانشناسان با کمال ناباوری دیدند که مجرم دوم نیز پس از چند دقیقه جان خود را از دست داد چراکه او مطمئن بود که شاهرگ دستش به مانند نفر اول بریده شده و خونریزی می کند. ریخته شدن خون را نیز بر روی دست خود حس می کرده است. در واقع تصویر ذهنی او چنین بوده که تا چند لحظه دیگر به مانند نفر اول هلاک می شود و همین طور هم شد.
این نشان می دهد که دستگاه عصبی شما با توجه به آنچه فکر می کنید یا خیال می کنید که حقیقت دارد واکنش نشان می دهد.
دستگاه عصبی شما تجربه خیالی را از تجربه واقعی تمیز نمی دهد.
در هر دو مورد با توجه به اطلاعاتی
که از ناحیه مغز در اختیار او قرار می گیرد واکنش نشان می دهد.
این یکی از قوانین اولیه و اصولی ذهن است. در واقع اینطوری ساخته شده ایم. وقتی
این قانون را در افراد هیپنوتیزم شده مشاهده می کنیم شک می کنیم که حتما نیرویی
مرموز یا فوق طبیعی در کار است.
در واقع آنچه را که می
بینیم فرایند طبیعی عمل مغز و دستگاه عصبی انسان است و نه چیز دیگر.
در پدیده هیپنوتیزم اگر بیمار بدرستی گفته های شخص هیپنوتیزم کننده معتقد باشد
کارهای حیرت آور انجام می دهد و بیمار رفتاری متفاوت از خود نشان میدهد زیرا طرز
فکر و باورش تغییر کرده است هیپنوتیزم یا خواب مصنویی همیشه به نظر اسرار آمیز
بوده است زیرا همیشه فهم اینکه چگونه باور کردن می تواند منجر به رفتار غیر عادی
انسان شود دشوار بوده است. با خواب مصنویی چنان برخورد شده که انگار نیرو یا قدرت
ناشناخته ای در کار است. اما حقیقت این است که وقتی شخصی را متقاعد می کنید که
قدرت شنوایی اش را از دست داده رفتار ناشنوایان را پیدا میکند. وقتی او را متقاعد
می کنید که نسبت به درد حساسیت ندارد، می تواند بدون بیهوشی تحت عمل جراحی قرار
گیرد و در این میان نیروی مرموزی هم در کار نیست.
لحظه به لحظه مواظب گفته ها، فکرها و حرفای دلتون باشین. مواظب باشین که به خودتون چی میگین هیچ وقت نگین که چرا زندگی من اینجوریه چون همش دست خودتونه و این شمائین که زندگی خودتون رو به ویرانه و کلبه ای خرابه تبدیل میکنین یا به قصری باشکوه و شاهکاری بی نظیر
|
![]() |